شمال از جنوب غربی؛ نبرد با سایه های پنهان

«شمال از جنوب غرب» جدیدترین ساخته‌ «حمید زرگرنژاد» است که در بخش مسابقه‌ جشنواره‌  فیلم فجر امسال حضورداشت. با نگاهی به پرونده‌ فیلم‌سازی‌ این کارگردان، می‌توان مشاهده کرد که او همواره دغدغه به تصویر کشیدن جنگ ایران و عراق را چه در مستندهایش و چه در ساخته‌های داستانی‌اش دارا بوده است. او دو سال قبل با فیلمِ تحسین شده‌ «شماره‌ ده» که درباره‌ اسرای جنگی بود، در جشنواره حضور داشت که براساسِ یک داستان واقعی از دوران جنگ به تصویر کشیده شده است.

 

این فیلم داستان یک عملیات خرابکارانه از سوی رژیم بعثی عراق را در شمالِ ایران روایت می‌کند. آن کشور در دوران دفاع مقدس تصمیم می‌گیرد یک کامیون پر از مهمات را وارد ایران و در یکی از نقاط حساس منفجر کند.

 

اغلب فیلم‌های جنگی ایران، از جبهه‌های جنوبی و از شهرهایی چون خوزستان، آبادان و جزایر استراتژیک روایت شده‌اند؛ اما زرگرنژاد، زاویه‌ای متفاوت را به تصویر می‌کشد: جنگ در جغرافیایی می‌گذرد که در قاب سینما کم‌تر با این رویداد دیده شده است. ورود یک کامیون حامل مواد منفجره در قائم‌شهر، سبب می‌شود تا ایران خود را در مسیری غیرمنتظره بیاید و ناگزیر به نبرد با سایه‌های پنهان باشد. سبقه‌ مستندسازی زرگرنژاد، سبب شده است تا او در این فیلم نیز در کنار پرداخت داستانی، روایت مستند را لحاظ کند و به بازسازی دقیق آن دوران بپردازد. «شمال از جنوب غربی» درتلاش است تا پرده‌ای تازه از واقعیت‌های جنگ را به تصویر بکشد و درباره‌ این ماجرا توضیح دهد که دفاع هشت‌ساله‌ ایران از مرز و بومش فقط در میدان‌های نبرد خلاصه نبود؛ بلکه در خیابان‌ها، جاده‌ها و شهرهایی که کم‌تر از آن شنیده‌ایم، نیز جریان داشت. این فیلم به فعالیت‌های نفوذی  در داخل کشور در دوران جنگ اشاره دارد و نشان می‌دهد که دشمن فقط در میدان نبرد حضور ندارد، بلکه در شهرهای محل سکونت مردمان عادی هم می‌توان ردی از آن‌ها پیدا کرد. نگاه زرگرنژاد در این فیلم، نگاهی تازه به مقوله‌ «جنگ» است. اگر در سال‌های جنگ و پس از آن، کارگردانان دوربین‌های خود را به‌طور مستقیم به میدان‌های نبرد می‌بردند تا رشادت‌های رزمندگان را نشان دهند؛ در این سال‌ها تعداد زیادی از کارگردانان از جمله زرگرنژاد، ابعاد دیگری از این رویداد عظیم را به تصویر کشیده‌اند و درباره‌ زندگی بازماندگان جنگ، سربازان پس از پایان این رویداد یا عملیات جاسوسی، خرابکاری یا جنگ اطلاعاتی سخن گفته‌اند. زرگرنژاد سوژه‌ای را به تصویر درآورده که پبش از این نمونه‌ای از آن را در سینمای ایران ندیده‌ایم و البته که چون همیشه، او در پرداخت داستانی خویش به زنان نیز توجه ویژه‌ای کرده است.

 

حمید زرگرنژاد، تهیه‌کننده، مستندساز و کارگردان است و تاکنون با «پایان خدمت»، «ماهورا»، «برای مرجان» و «شماره ۱۰» در دوره‌های مختلف جشنواره فیلم فجر شرکت داشته و جوایزی را نیز از آن خود کرده است. او با وجود فعالیت‌هایش در کشورهای مختلف از اروپا تا شرقِ دور برای ساخت مستند، همواره نگاه ویژه‌ای به مقوله جنگ هشت ساله ایران داشته است. کافی است این نکته را به یادآوریم که فیلمِ تحسین‌شده‌ی «روز سوم» بر اساس مستندی به همین نام از او ساخته شد. او همچنین مستندهای بسیاری درباره‌ جنگ ایران و عراق ساخته است و در آن با بسیاری از فرماندهان، جانبازان و بازمانده‌های جنگ سخن گفته است. فیلم قبلی او (شماره‌ ده) بر اساس ماجرای فرار محمدرضا عبدی و زاگرس میلانی در اول فروردین 1362 از اردوگاه موصل عراق ساخته شده بود و حالا بار دیگر او به موضوع مورد علاقه‌ خود (جنگ ایران و عراق) پرداخته است. زرگرنژاد در این فیلم به قهرمانان گم‌نامی توجه کرده که سرنوشت یک ملت را تغییر داده‌اند؛ اما هیچ‌گاه آن‌طور که باید دیده نشده‌اند و اصلا هدف‌شان هم این نبوده است.

 

  • سینمای ایران، اگرچه همواره به مضامین جنگی پرداخته، اما آثار انگشت‌شماری را می‌توان یافت که ترکیبی از اکشن، سیاست و فضای اطلاعاتی- امنیتی را به تصویر بکشند.

 

این فیلم با بهره‌گیری از بازیگران شناخته‌شده  ترکیبی منحصر‌به‌فرد از بازی‌های درونی، تنش‌های روانی و کنش‌های پرهیجان را رقم زده است. «مصطفی زمانی» که او را بیشتر با نقش‌های تاریخی و درام‌های احساسی می‌شناسیم، این بار در فضایی امنیتی-جنگی ظاهر شده است و به خوبی از پسِ چالش‌های چنین نقشی برآمده است. «امیر آقایی» نیز چون همیشه در «شمال از جنوب غربی» حضوری قدرتمند دارد و کاراکتری محکم و چندلایه را به تصویر کشیده است. در کناراین دو، «بهناز جعفری» نیز با سبک بازی خاص و توانایی‌‌هایش در نمایش احساسات عمیق، بعدی انسانی و عاطفی به داستان اضافه کرده است. زرگرنژاد حتی برای نقش‌های فرعی خود نیز از بازیگران شناخته‌شده استفاده کرده تا ترکیبی کم‌نظیر از تجربه و تنوع در اجرا را فراهم کند و به تعلیق فیلم خود بیفزاید.

 

سینمای ایران، اگرچه همواره به مضامین جنگی پرداخته، اما آثار انگشت‌شماری را می‌توان یافت که ترکیبی از اکشن، سیاست و فضای اطلاعاتی-امنیتی را به تصویر بکشند. این فیلم با پرداختن به یک عملیات خرابکارانه‌ دشمن در خاک ایران، مسیری متفاوت از روایت‌های معمول جنگی را پیش گرفته است؛ مسیری که در آن، جنگ فقط در میدان نبرد نیست، بلکه در خیابان‌ها، جاده‌ها و میان مردم و مأموران اطلاعاتی نیز ادامه دارد. با تکیه بر تعلیق و هیجان، این فیلم هم به بعد فیزیکی درگیری‌ها می‌پردازد و هم به جنگ در سایه، جایی که یک تصمیم یا یک اشتباه، می‌تواند سرنوشت یک کشور را تغییر دهد. این ترکیب نادر از ژانر سیاسی و اکشن، به‌ویژه در سینمای ایران که کمتر سراغ چنین روایت‌هایی رفته، می‌تواند برای مخاطبانی که به داستان‌های پرتنش و پرهیجان علاقه دارند، جذابیت ویژه‌ای داشته باشد.از سوی دیگر، انتخاب چنین موضوعی در بستر تاریخی، نه‌تنها فرصتی برای بازخوانی یکی از پیچیده‌ترین مقاطع جنگ ایران و عراق است، بلکه می‌تواند نشان دهد که چگونه تهدیدهای امنیتی، حتی دور از خطوط مقدم، می‌توانند آینده‌ یک ملت را تحت تأثیر قرار دهند.

 

استقبال از فیلم‌های جنگی در سال‌های اخیر، بسته به نوع روایت، متغیر بوده است. اگر فیلم بیش از حد کلیشه‌ای یا تبلیغاتی شود، ممکن است مخاطب عام را جذب نکند؛ اما به نظر می‌رسد که «شمال از جنوب غربی» توانسته است این پیچِ خطرناک را رد کند و داستانی را روایت کند که ترکیبی از اکشن، جنگ، و فضای امنیتی-سیاسی است و در سینمای ایران کم‌سابقه می باشد. این باعث می‌شود فیلم برای مخاطبانی که به ژانرهای جاسوسی و تعلیق علاقه دارند، جذاب باشد…

 

 

2.7/5 - (3 رای)

مقالات مرتبط