* دکتر میرزایی: باید پرسید، اگر همین امروز ۵ میلیون افغانی از ایران بروند چه بر سر اقتصاد ما خواهد آمد؟
* کشورهایی نظیر استرالیا، کانادا و امریکا توسط مهاجرین ساخته شدهاند، اما جمهوری اسلامی در ۴ دهه گذشته سیاست منسجمی در قبال افغانها نداشته است.
ایران از اوت سال ۲۰۲۱ شاهد موج جدید مهاجرت افغانیها بوده، این همان ماهی است که کابل سقوط میکند و به دست طالبان میافتد. در این روند براساس برآوردهای کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و مقامات کشور در حال حاضر ۵ میلیون افغانی در ایران سکونت دارند. به عبارت دیگر آن گونه که مرکز آمار تاکید دارد ۹۵ درصد خارجیهای ساکن جمهوری اسلامی افاغنه هستند که حدود ۵ درصد جمعیت کشور را شامل میشود.
بررسیها نشان میدهد: افغانستانیها بیشتر در تهران، کرج، مشهد و تعدادی هم در جنوب غربی ایران و استان فارس اقامت دارند. آنها برای ورود به کشور از گذرگاه اسلام قلعه در خاک افغانستان و تایباد در خراسان رضوی، همچنین زرنج که با استان سیستان و بلوچستان همسایه است، میگذرند و در مواردی هم ناگزیر میگردند با رفتن به پاکستان، مسیر مهاجرت خود را به جمهوری اسلامی هموار سازند.
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان این که ۴ دهه شاهد حضور افاغنه در ایران بودهایم، اما سیاست منسجمی در قبال آنها اتخاذ نشده است، گفت: یک دوره در اوایل انقلاب با طرح «امت واحده» مرزها باز میشود و حتی افغانها در جنگ تحمیلی در جبههها علیه عراق حضور مییابند اما در دهه ۷۰ و در دولت سازندگی موضوع بازگشت و ممنوعیت ورود آنها مطرح میگردد.
دکتر حسین میرزایی که با خبرنگار «سرمایه و ثروت» سخن میگفت، افزود: این روزها برخی از گزارشها حکایت از افزایش قدرت پول افغانستان دارد. بر این اساس گروههایی تاکید دارند که افاغنه باید به کشورشان بازگردند. این مردمشناس با بیان این که هیچ خبری از رشد اقتصادی در حاکمیت طالبان نیست، یادآور شد: دلیل عمده مهاجرتها به ایران در درجه اول امنیت و در مراتب بعدی کار و تحصیل است. در این روند بسیاری از افغانهای مقیم ایران به خاطر درس و مدرسه فرزندشان قصد بازگشت ندارند و آموزش محصلان افغانی از طریق مدارس ایرانی یا مدارس خودگردان افغانها دنبال میشود.
وی ادامه داد: نباید فراموش کرد دلیل مهاجرت بالای افغانها به ایران موضوعاتی چون اشتراک تاریخی، زبانی و دینی هم هست.
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با یادآوری این نکته که اکنون نوبت به تولد نسل سوم افغانیهای مقیم ایران رسیده است، تصریح کرد: این موضوع به نوعی مساله بحران هویت را برای جوانان افغانی به وجود آورده، بر این اساس با این که آنها متولد ایران هستند اما در کشور ما به عنوان تبعه افغانستان شناخته میشوند و در کشور خودشان هم آنها را ایرانی مینامند.
دکتر میرزایی به یک پژوهش تحقیقی درباره افاغنه اشاره کرد و خاطرنشان ساخت: در این بررسی افغانیها به عنوان مهاجران جرمخیز معرفی شدهاند و کسانی این ادعا را مطرح کردهاند که هیچگونه ارتباطی با افغانها نداشتهاند. در مقابل کسانی که با گروههای افغانی مراوده داشتهاند، دیدگاهشان نسبت به این مهاجران مثبت بوده است. در واقع باید گفت بازنمایی رسانهای سعی دارد ذهنیت ایرانیان را نسبت به افغانیها مخدوش کند. در این روند هم مسایلی که تحت عنوان نظرسنجی مطرح میشود نوعی جریانسازی است که باید به آن افکار عمومینما اطلاق کرد.
این مردمشناس در بخش دیگری از این گفتوگو با تاکید بر این که در حوزه سیاستگذاری، مهاجرت یک امر درآمدزاست، تصریح کرد: کشورهایی نظیر استرالیا، کانادا و حتی امریکا توسط مهاجرین ساخته شدهاند. بر این اساس مهاجرتها میتوانند در رونق اقتصادی موثر باشند.
خبرنگار ما پرسید: عدهای معتقدند افغانیها، فرصتهای شغلی را از جوانان ایرانی ربودهاند. آیا در این باره میتوان با عدد و رقم استدلال کرد؟ عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی پاسخ داد: حضور مهاجرین افغانی در شهرهایی است که کمترین بیکاری و بیشترین نرخ توسعه را دارند. مانند تهران و مشهد. در مقابل در استانهایی نظیر ایلام که بیکاری زیاد است، افغانی نداریم. به عبارت دیگر، اینها در مناطقی جذب شدهاند که امکان کار وجود دارد.
دکتر میرزایی ادامه داد: همان طور که میدانید جوانان ایرانی دیگر تمایلی به کار در مشاغلی مانند آجرپزی، چاهکنی، دامداری، چرم و… ندارند اما افغانیها در این عرصهها ورود میکنند و باری از دوش کشور برمیدارند.
این مردمشناس با بیان این که، بهرهگیری از یارانهها، خدمات دولتی و… نمیتواند دلیل مناسبی برای مخالفت با حضور مهاجرین خارجی در کشور باشد،گفت: علیرغم تبلیغات منفی که نسبت به افاغنه وجود دارد باید پرسید ا گر همین امروز ۵ میلیون افغانی از ایران بروند(۱) چه بر سر اقتصاد ما خواهد آمد؟
* نیلوفر خلیلی
پینویس:
(۱) دولت پاکستان، پاییز امسال طرح اخراج بیش از یک میلیون و صد هزار مهاجر افغانی را تصویب کرد. بسیاری از این افراد در اردوگاههایی با دسترسی محدود به آموزش و مراقبتهای بهداشتی به سر میبرند.