طبق گزارش آکسیوس، مذاکرات تازهای میان نمایندگان ایران و دیپلماتهای ارشد آلمان، بریتانیا و فرانسه طی روزهای آینده در یکی از شهرهای مهم اروپا کلید خواهد خورد. این اتفاق دقیقاً پس از آن رخ میدهد که عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در تماس با همتایان اروپایی خود و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، بار دیگر بر آمادگی تهران برای یافتن راهحلی دیپلماتیک تأکید کرد.
به گزارش پایگاه خبری سرمایه و ثروت آنلاین، در همین رابطه روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی اخیراً نوشت: اگر مذاکرات جدید با ایران به نتیجه نرسد، سه کشور اروپایی (آلمان، فرانسه و بریتانیا) آمادهاند تا «مکانیسم ماشه» را علیه تهران فعال کنند.
این در حالیست که با فعال شدن مکانیسم ماشه، بایستی شاهد بازگشت تحریمهای همهجانبه همچنین احتمالاً خروج از سازمانهایی چون بریکس و شانگهای باشیم.
نیویورکتایمز مدعی شد، هدف اروپاییها این است که روند بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل را تا پایان ماه اوت آغاز کنند. بیدن معنی که با پایان مهلت تعیینشده، فرایندی سی روزه برای مذاکره آغاز میشود و بعد از آن، اگر شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه جدیدی برای ادامه لغو تحریمها تصویب نکند، همه تحریمهای قبلی بهطور خودکار بازمیگردد و هیچ کشوری نمیتواند جلوی این فرایند را بگیرد؛ چرا که این سازوکار طبق فصل هفتم منشور ملل متحد قابل اجرا و همه کشورها ملزم به رعایت آن هستند.
نیویورکتایمز همچنین در گزارش خود یادآورشد، زمان چندانی باقی نمانده است، زیرا مقامات اروپایی میخواهند این فرایند را پیش از آغاز ریاست روسیه بر شورای امنیت (در ماه اکتبر) به پایان برسانند؛ در واقع با شروع ریاست روسیه، احتمال اختلال در این روند بیشتر خواهد شد و همزمان، برخی از بندهای کلیدی توافق هستهای در اواسط اکتبر منقضی میشود.
این نشریه آمریکایی تاکید کرد، دولت ترامپ تهدید بازگشت تحریمها را یک اهرم فشار مؤثر میداند که میتواند تهران را پای میز مذاکره بازگرداند. با این حال، حتی اگر آمریکا هم نخواهد، کشورهای اروپایی امکان فعالسازی مکانیسم ماشه را دارند و واشنگتن نمیتواند جلوی آن را بگیرد.
به نوشته روزنامه نیویورک تایمز، با فعال شدن مکانیسم ماشه، همه تحریمها از جمله فروش تسلیحات متعارف به ایران، آزمایش موشکهای بالستیک، مسدود شدن داراییهای مرتبط با برنامه هستهای و موشکی ایران، محدودیتهای مالی و بانکی و ممنوعیت غنیسازی یا بازفرآوری اورانیوم دوباره برقرار خواهد شد.
این در حالیست که تهران تأکید دارد، بازگشت تحریمها فاقد مبنای حقوقی است و اگر این تحریمها بازگردد، از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای خارج خواهد شد. البته خروج ایران از این پیمان، دستکم سه ماه طول میکشد؛ زمانی که میتواند فرصتی تازه برای مذاکره باشد.
در واقع کارشناسان معتقدند تهدیدات اروپا برای فعالسازی «مکانیسم ماشه» علیه ایران، بیش از آنکه واقعی باشد، حکم «پنجههایی بدون دندان» را دارد؛ چرا که اثرگذاری و کارآمدی تحریمهای اروپایی با تحریمهای آمریکا قابل مقایسه نیست؛ آن هم در شرایطی که دونالد ترامپ عملاً تصمیمگیرنده اصلی در پرونده ایران است و کشورهای اروپایی عضو تروئیکا را در مذاکرات هستهای نادیده میگیرد.
نشریه فارن پالیسی نیز در این خصوص معتقد است: «تهدید اروپا به فعالسازی «مکانیسم ماشه» بهتنهایی نمیتواند ایران را مجبور به پذیرش توافقی کند که به آن تمایلی ندارد. واقعیت این است که ایران همین حالا هم زیر بمبارانهای سنگین قرار گرفته و فشار زیادی را تحمل میکند؛ بنابراین هشدار به اعمال تحریمهای بیشتر یا تهدید به تشدید فشار، در این شرایط شبیه آن است که بعد از مشت زدن، تنها به هل دادن طرف مقابل تهدید کنیم. این رویکرد، بعید است تأثیر جدیدی بر تصمیم تهران بگذارد.»

طبق این گزارش، نابودی زیرساختهای فنی شاید روند توسعه هستهای یک کشور را بهطور موقت متوقف کند، اما همزمان عطش و انگیزه بازیگر هدف برای بازسازی و تسریع تلاشها جهت دستیابی به بازدارندگی را افزایش میدهد.
از سوی دیگر نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت در یاداشتی یادآورشد، حمله ۱۲ روزه اسرائیل به ایران نهتنها هیچ تأثیر مثبتی بر کنترل و مهار گسترش تسلیحات هستهای در منطقه نداشت، بلکه آسیب سنگینی به اعتبار و کارآمدی پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) وارد آورد. به باور او، این حمله با به چالش کشیدن اصول و تعهدات بینالمللی، بنیانهای رژیم عدم اشاعه را در سراسر خاورمیانه متزلزل ساخته و تردیدهای عمیقی نسبت به آینده نظم جهانی در این حوزه برانگیخته است.
گمانهزنیها از دور جدید مذاکرات؛ بازار مالی چشمانتظار محرک قطعی است
در چنین شرایطی در هرنوع از مذاکرات هستهای با ایران، همچنان گره اصلی در موضوع غنیسازی اورانیوم بخواهدبود؛ مسئلهای که گذشته، حال و آینده هر توافقی را رقم میزند.
کارشناسان براین باورند، با وجود چنین فضای تیرهای در مذاکرات هستهای، همچنان شکافهایی در دیوار سختگیریهای کاخ سفید دیده میشود؛ چرا که رویکرد متناقض واشنگتن درباره سطح مجاز غنیسازی و بیمیلی آشکار ترامپ برای ورود به جنگی فرسایشی و پرهزینه، برخی روزنههای سازش را باز نگه داشته است.
به گزارش اعتماد، در شرایطی که مقامات ایران از اراده واقعی برای بازگشت به گفتوگو سخن میگویند، غرب بهویژه امریکا و اروپا از فرصت محدود و ضرورت پیشرفت ملموس میگویند.
در این میان، سایه سنگین حملات اخیر به تاسیسات هستهای صلحآمیز ایران و تحلیلهای متناقض رسانههای غربی درباره میزان خسارات، به وضوح ابعاد روانی نبردی پنهان را نشان میدهد که بر میز مذاکرات سایه افکنده است.
علی بیگدلی، کارشناس مسائل امریکا معتقداست، در چنین شرایطی بهوضوح نیازمند اتخاذ تصمیمی عاقلانه و راهبردی هستیم که منافع ملی را در اولویت قرار دهد، نه سیاستهای پرتنش و هزینهزا.
برای کاهش سطح تنش، باید ابتکار عمل را در دست بگیریم. نخستین گام، بازسازی اعتماد با آژانس بینالمللی انرژی اتمی است. شفافیت، میتواند یکی از ابزارها جهت کاهش تنش برای ورود به مذاکرات باشد. نکته مهم، نحوه ورود به مذاکره است.
به ابن ترتیب کارشناسان روابط بینالملل معتقدند، پنج دور مذاکرات غیرمستقیم ایران و امریکا که پیش از این انجام شده، همراه با فضای بیاعتمادی تشدید شده پس از جنگ اخیر، اکنون وارد مرحله تازهای شده است. در این فضا، گفتوگو با اروپا میتواند همچون یک «فرصت در دل بحران» عمل کند. فضایی که هر چند آمیخته به تهدید است، اما میتواند مسیر رسیدن به یک توافق موقت در مورد برنامه هستهای ایران را هموارتر کند.
تاثیر بلاتکلیفی سیاسی فعلی را بر بازار مالی کشور هم میتوانمشاهدهکرد، تا جایی که به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، نوسان نامتوازن بازارهای ارز، طلا و سکه نشان از نبود محرک قوی و قطعی در جهتدهی به قیمتها دارد.
تثبیت دلار در مرز ۸۸ هزار و ۷۰۰ تومان و ناتوانی آن در عبور از کانال ۸۹ و 90 هزار تومان، از وجود مقاومت روانی و احتمال مداخله بازارساز خبر میدهد.
همزمان، کاهش قیمت طلا و سکه با وجود نوسانات دلار، نشان میدهد که وزن تحولات بازار جهانی طلا و کاهش انتظارات تورمی داخلی در این مقطع بیشتر از تغییرات نرخ ارز است.
این واگرایی بین دو بازار را میتوان به نوعی بلاتکلیفی و نبود اجماع میان معاملهگران نسبت داد؛ شرایطی که معمولاً پیش از تغییر فاز قیمتی در بازارها مشاهده میشود.
انتظارات سیاسی و مدیریت نوسانات ارزی
در فضایی که اخبار سیاسی و ژئوپولیتیکی نظیر فعالسازی مکانیزم ماشه، تحولات مذاکرات و نگرانی از تنشهای جدید بر ذهنیت بازار سایه انداخته، نوسانات نرخ ارز تحت تأثیر انتظارات متغیر قرار دارد.
به نظر میرسد سیاستگذاران ارزی ترجیح میدهند با رویکردی محتاطانه و متناسب با شرایط، از شکلگیری شتاب در تغییرات قیمتی جلوگیری کنند.
پایداری این وضعیت البته به میزان اثرگذاری تحولات سیاسی و حفظ تعادل میان انتظارات بازار و اقدامات کنترلی وابسته خواهد بود.
چشمانداز کوتاهمدت بازار در مقابل متغیرهای سیاسی و تکنیکال
ترکیب شرایط تکنیکال و فضای سیاسی کشور نشان میدهد که احتمال تثبیت مثقال طلا نیزدر بازه ۳۰ تا ۳۳ میلیون تومان همچنان محتمل باشد.
عواملی مانند بلاتکلیفی در مذاکرات سیاسی و بحث مکانیزم ماشه، فضا را بهگونهای رقم زدهاند که معاملهگران در فاز انتظار قرار گرفتهاند و تمایل به ریسکپذیری بالا وجود ندارد.
تا زمانی که از منظر سیاسی یا تکنیکال یک سیگنال قطعی و جهتدار صادر نشود، ساختار بازار بهصورت نوسان محدود و معاملات درونبازاری باقی خواهد ماند.
در چنین شرایطی مدیریت ریسک و پرهیز از ورود سنگین به بازار اهمیت دوچندان پیدا میکند.
انتهای پیام