در نشست «کنشگری آنلاین، از اسلکتویسیم تا اثرگذاری» هادی خانیکی: کنشگری آنلاین در دامِ بی‌اثری است

هادی خانیکی در نشستی که با عنوان «کنشگری آنلاین، از اسلکتویسیم تا اثرگذاری» با حضور برخی از اساتید دانشگاه علامه برگزار شد، با اعتقاد بر اینکه «کنشگری آنلاین در دام بی‌اثری است»، عنوان کرد: کنشگری آنلاین مشکلات و چالش‌هایی دارد که باید نقادانه با آنها برخورد کرد. درک محدودیت‌های پلتفرم‌های آنلاین مانند تعاملات سطحی، اتاق‌های پژواک و شکاف‌های دیجیتال برای شناخت این نوع فعالیت و اثربخشی‌شان مهم است.

به گزارش سرمایه و ثروت آنلاین، نشست «کنشگری آنلاین، از اسلکتویسیم تا اثرگذاری» با سخنرانی هادی خانیکی ـ عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، فرزاد غلامی ـ عضو هیات علمی دانشگاه تهران و سبحان یحیائی ـ عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، از سوی انجمن علمی علوم ارتباطات اجتماعی به صورت حضوری و مجازی برگزار شد.

در ابتدای این نشست هادی خانیکی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در توصیف و تبیین مساله اسلکتیویسم یا سست‌کوشی و نسبت آن با اثرگذاری در کنشگری‌های آنلاین اظهار کرد: اصطلاح اسلکتیویسم که به فارسی به سست‌کوشی ترجمه شده است در سال‌های اخیر کاربرد پیدا کرده است. این اصطلاح در واقع به شیوۀ کنشگری در فضای مجازی اطلاق می‌شود که طبیعتا نسبت به کنشگری در فضای واقعی از اثرگذاری کمتری برخوردار است.

وی افزود: این ترجمه برگرفته شده از این شعر نظامی گنجوی است که «کشش جستن از مردم سست‌کوش جواهر خری باشد از جو فروش». سست‌کوشان کسانی هستند که در همان تعبیر اسلکتیویسم هم توصیف شده‌اند. اسلکتیویسم ترکیبی است از اِسلکرها و اکتیویسم‌ها.

خانیکی دربارۀ اسلکرها توضیح داد: چطور می‌شود هم فعالیت کرد و هم تنبل بود؟ از رختخواب بیرون نیامد و کاری هم انجام داد. این اصطلاح این تعبیر را دربر گرفته است.

وی با اشاره به اینکه وقتی از اسلکتیویسم صحبت می‌کنیم طبیعتا آن را در چهارچوب همان کنشگری آنلاین قرار می‌دهیم، تصریح کرد: کنشگری آنلاین یا فعالیت مجازی یکی از اشکال نوین مشارکت سیاسی و اجتماعی است که با گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به صورت مشهودی مطرح شده است. امروزه هستۀ مرکزی ارتباطات را در واژۀ مشارکت یا در فعالیت مشارکتی تعریف می‌کنند؛ هیچ ارتباطی صورت نمی‌گیرد مگر اینکه مشارکتی در آن وجود داشته باشد. به طور مثال مشارکت بین فرستندۀ پیام و گیرندۀ آن، مشارکت بین روزنامه‌نگار و بین خواننده یا بیننده.

خانیکی با اشاره به تعریف جدید یونسکو از سواد گفت: بر اساس این تعریف جدید یونسکو ما دانشگاهیان نیز ممکن است بی سواد باشیم؛ چراکه یونسکو ۶ پایه برای سواد تعریف می‌کند و در جمع‌بندی نهایی‌ای که دارد سواد را استفاده از دانسته‌ها برای تغییر می‌داند. یعنی کسی که می‌تواند از دانسته‌های خود برای تغییر استفاده کند باسواد است. یونسکو یکی از آن ۶ مؤلفه را سواد ارتباطی یا سواد مشارکت در نظر می‌گیرد، بدان معنا که فرد بداند چگونه در امری مشارکت کند.

وی ادامه داد: ما در پدیدۀ مشارکت انفعال نداریم؛ یعنی باید در آن فعالیت وجود داشته باشد. این نوع کنشگری وقتی که به فضای مجازی می‌رسد؛ یعنی آنجا که از پلتفرم‌ها و ابزارهای دیجیتال برای پیش بردن هدف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی یا هدف زیست محیطی استفاده می‌کنیم، کنشگری آنلاین شکل می‌گیرد و طبیعتا حوزه‌های آن وسیع است.

این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به بهره‌برداری از اصطلاح کنشگری آنلاین در دوران ابتلاء به سرطان‌ و تجربۀ زیستۀ خود گفت: بر این اساس وقتی که با مخاطبانم حرف می‌زدم و حرف زدنم را منعکس می‌کردم تاثیرش را هم می‌توانستم ببینم. من در طول درمان سه پزشک داشتم. هر سه از دوستان من بودند و تیمی کار می‌کردند. یک پزشک گوارش که سرطان پانکراس را تشخیص داد، یک پزشک آنکولوژیست که باید کار شیمی درمانی را انجام می‌داد و یک جراح که باید نهایتا من را عمل می‌کرد. هر سه آن‌ها با همدیگر آنقدر دوست بودند که همدیگر را به اسم کوچک صدا می‌کردند و هر سه اینها با من نیز دوست بودند اما هیچ کدام از اینها با همدیگر گفت‌وگو نمی‌کردند. در حقیقت مرتباً به من پیام می‌دادند که به آن پزشک بگو این کار را باید انجام دهد، اسم علمی آن را هم می‌گفتند و من هم نمی‌فهمیدم که آن اسم علمی چه هست و باید چه کاری بکنم. آنجا بود که من فهمیدم چقدر این مسئلۀ ارتباط مسئلۀ مهمی است و مسئلۀ کنش ارتباطی چقدر مهم است.

وی ادامه داد: خانمی با من تماس گرفتند و گفتند که من هم سرطان داشتم، از مطالب شما استفاده کردم و شرح حالم را در قالب یک رمان کوتاه نوشتم و آن رمان را برای من فرستاد. گفت یکی از آن نکات اصلی که من به آن اشاره کردم مسئلۀ ضرورت گفت‌وگو بین بیمار و پزشک است. اسم کتاب مازندرانی بود به اسم «گَته مریضی» که گفتم گَت یعنی چه؟ گفت گَت یعنی بزرگ، «مریضی بزرگ». من کتاب را که خواندم، دیدم درست انگار حدیث نفس من است که او در مواجهه با این بیماری نوشته است. این موضوع حاصل کنشگری مجازی است که به کنشگری واقعی نیز رسیده است.

خانیکی با طرح یک سوال که «کنشگری آنلاین و مجازی چگونه می‌تواند با کنشگری واقعی پیوند بخورد؟» توضیح داد: معمولا این دو را در برابر هم تعریف می‌کنیم. کنشگری مجازی با پلتفرم‌ها و سازوکارهای آنجاست که امکان فعالیت یا امکان سست‌کوشی را نیز فراهم می‌کند. کاری انجام می‌گیرد، در حالی که آن کار به فضای واقعی‌مان منتقل نمی‌شود. شکل سومی نیز دارد که نتیجه‌گیری من نیز همین است که چرا تنها کنشگری آنلاین را در برابر کنشگری واقعی تعریف می‌کنیم؟ می‌توان از استعاره‌ای که «هومی بابا» در مطالعات پسااستعماری به کار می‌برد استفاده کرد و گفت که «یک دنیای سومی نیز وجود دارد که ترکیبی بین فعالیت مجازی و فعالیت واقعی است.»

وی در ادامه با اشاره به اعتراضات مجازی که نوع اول کنشگری آنلاین است، توضیح داد: این نوع بیشتر در حوزۀ سیاست تعریف می‌شود و بیشتر در جوامعی که به نحوی گرفتار فروبستگی هستند وجود دارد. هر چقدر فضای سیاسی و فضای رسانه‌ای رسمی محدودتر می‌شود، فضای رسانه‌ای مجازی بیشتر می‌شود و این اعتراضات معمولا با هدف مخالفت با یک سیاست یا یک پدیده خاص دیده می‌شود. کاستلز به صورت وسیع به اعتراضات مجازی از این دست پرداخته است. کتاب «شبکه‌های خشم و امید» او گویاست که بهار عربی را ذیل این دسته تعریف کرده و برای این جنبش‌های اعتراضی ۱۰ ویژگی برشمرده است.

خانیکی دربارۀ نوع دوم کنشگری آنلاین افزود: امضاهای آنلاین نوع دوم است که معمولا برای حمایت از یک موضوع، بیانیه یا پدیده به وجود می‌آیند. آن پدیده می‌تواند از بین رفتن درخت‌های بلوط در جنگل‌های زاگرس باشد یا درمورد نجات جان یک زندانی، یا برای آزاد کردن یک زندانی که نتوانسته است دیه را بپردازد یا هدف‌های خیریه‌ای دیگر.

این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی نوع سوم کنشگری آنلاین را پویش‌های اینترنتی دانست و اظهار کرد: پویش‌های اینترنتی معمولا با هدف‌های حقوق بشری، محیط‌زیستی، حقوق زنان، حقوق کودکان، حقوق مهاجران و نظایر آن‌ها شکل می‌گیرد.

خانیکی دربارۀ نوع چهارم کنشگری آنلاین که شکل‌گیری جنبش‌های مبتنی بر هشتگ است، ادامه داد: این نوع، از پدیده‌های جدید کنشگری آنلاین است و معمولا با استفاده از هشتگ‌های خاص برای موضوع خاصی در شبکه‌های اجتماعی شکل می‌گیرد و به سرعت در سطح جهانی گسترده می‌شود. حتی در این بین رقابتی شکل می‌گیرد که کدام هشتگ نسبت به هشتگ‌های دیگر پیشی گرفته است.

وی با اشاره به نوع پنجم کنشگری آنلاین یعنی شبکه‌های محتوایی وایرال شده توضیح داد: این نوع شکلی از کنشگری آنلاین است که هدفش انتشار محتوای جذاب و تاثیرگذار در شبکه‌های اجتماعی است. متنی در یک شبکه اجتماعی ایجاد می‌شود و به صورت خودجوش و بدون دخالت سازمان‌های خاص در فضای مجازی وایرال شده و حتی جهانی نیز می‌شود.

خانیکی آخرین نوع منظومۀ شش‌گانۀ کنشگری آنلاین را پویش‌های آگاهی دانست و توضیح داد: پویش‌های آگاهی که شکل خاصی از کنشگری آنلاین هستند می‌توانند همۀ مواردی که ذکر شد را دربر بگیرند. هدف آنها افزایش آگاهی خاص نسبت به یک موضوع خاص است. معمولا با انتشار مطالب آموزشی و آگاهی‌بخش در شبکه‌های اجتماعی برگزار می‌شود. برای آدم‌هایی مثل من که در بیماری قرار داشتم خیلی مهم است که بفهمند چه چیزی بخورند خوب یا بد است. این پویش‌های آگاهی اکنون تولیدکنندگان خاصی نیز در فضای مجازی دارند.

خانیکی با بیان اینکه یک سر طیف کنشگری آنلاین به اسلکتیویسم و سر دیگر طیف به فعالیت در فضای واقعی می‌رسد، کنشگری آنلاین را همراه با فرصت‌ها و تهدیدهایی دانست که نباید مطلقا با خوش‌بینی یا بدبینی به آن نگاه کرد.

این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به مهم‌ترین فرصت‌های سه‌گانۀ کنشگری آنلاین اظهار کرد: اولین فرصت امکان دسترسی به مخاطب در مقیاس جهانی است. دوم سرعت مطلع کردن یا تحرک بخشیدن و بسیج کردن افراد است و سوم تقویت صداهای به حاشیه رانده شده. همۀ گروه های اجتماعی و همه کسانی که معمولا در رسانه‌های رسمی گذشته فرصتی نداشتند تا در کنش‌های رسمی و اجتماعی حضور داشته باشند، از طریق کنشگری آنلاین می‌توانند فرصت‌های جدیدی پیدا کنند. یکی از دلایل بالارفتن مشارکت زنان نیز چه در ایران و چه در جهان بالا رفتن سطح کنشگری آنلاین آنان است.

خانیکی با برشمردن سه منظومۀ نظری برای تبیین و تفسیر پدیدۀ کنشگری آنلاین گفت: یکی از آن‌ها مجموعه نظریاتی است که مبتنی بر جبر تکنولوژیک است. براساس این دسته از نظریات تغییرات اجتماعی تابع مطلقی از تغییرات تکنولوژیک است و اساسا تکنولوژی تغییرات اجتماعی را جلو می‌برد. در چنین دیدگاهی طبیعتا فعالیت آنلاین هم به این معنی است که اینترنت و ابزارهای دیجیتال و پلتفرم‌ها اساسا پویایی فعالیت‌هایی را تغییر دادند و مشارکت بیشتر را ممکن کرده‌اند. این نظریات دیدی مطلقا خوش‌بینانه دارند.

وی کنشگری شبکه‌ای را دومین منظومۀ نظری عنوان کرد و افزود: کنشگری شبکه‌ای ارتباطات عمودی را به ارتباطات سازمان یافته و هدایت شده و ارتباطات افقی و ارتباطات خودانگیخته تبدیل می‌کند. کنشگری شبکه‌ای بر قدرت شبکه‌ها مبتنی است. آن‌ها توسط پلتفرم‌های آنلاین جریان‌های قدرت می‌سازند و در اینجا اهمیت جوامع مجازی، استفاده از شبکه‌های اجتماعی و تقویت اقدام جمعی برای هدف مشترک برجسته می‌شود.

خانیکی دربارۀ منظومۀ سوم نظری که به طور مشخص به بحث اسلکتویسیم می‌رسد افزود: نظریه‌هایی هستند تحت عنوان «کلیکتیویسم» یعنی کلیک کردن و کلیک‌گرایی که در برابر اسلکتویسیم قرار می‌گیرند و جدیدا بیشتر به آن می‌پردازند. این اصطلاح بیانگر دو دیدگاه متضاد در مورد امضاهای طومارهای آنلاین است؛ در حالی که اسلکتیویسم دلالت بر این دارد که یک کار به اصطلاح نمادین انجام شود و تاثیر واقعی ندارند اما در کلیکتیویسم تاثیر واقعی بیشتر برجسته می‌شود.

این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره اینکه ۶ چالش و ۶ ملاحظۀ اخلاقی در کنشگری آنلاین بر روی طیف سست‌کوشی تا اثربخشی وجود دارد توضیح داد: چالش اول مسئلۀ حباب‌های فیلتر و اتاق‌های پژواک است. فعالیت‌های آنلاین معمولا به سمت این می‌رود که هم‌نظران، همفکران و همگراها را بیشتر جذب کند. این نوع فعالیت‌های آنلاین معمولا باورهای پیشین را تقویت می‌کنند نه اینکه باورهای جدید را به چالش بکشانند. این اتاق‌های پژواک در حقیقت نوعی بنیادگرایی و نوعی تصلب را تقویت می‌کنند. چالش دوم مبتنی بر همان اسلکتیویسم است چراکه آن تعامل مؤثر و تعهد عمیق‌تر در آن کمتر ممکن است.

خانیکی ضمن اشاره به نمونۀ اعتراضات سیاسی بهار عربی خاطرنشان کرد: بعد از کشته شدن آن جوان دستفروش در تونس، مرکز اعتراضاتی که شکل گرفت عمدتا فیس‌بوک بود اما مرکز اعتراضاتی که در مصر شکل گرفت عمدتا میدان «التحریر» قاهره بود. کَل کَلی بین کنشگران رسانه‌ای و سیاسی دربارۀ تونس و مصر وجو داشت که مگر مصری‌ها فیس‌بوک نداشتند که در میدان «التحریر» جمع می‌شدند. یعنی در واقع همان دوگانگی‌ای که بین فضای واقعی و فضای مجازی است. یکی از مصری‌ها جواب داده بود که کار ما این بود که مِن الشارع الی فیس‌بوک و مِن الفیس‌بوک الی الشارع؛ ما از خیابان به فیسبوک می‌رویم  و از فیسبوک برمی‌گردیم به خیابان. یعنی در واقع خود این دوگانگی و ماندن در اسلکتیویسم و کلیکتیویسم هر نوع فعالیتی را می‌تواند به صورت هدفمند دنبال نکند.

وی از شکاف دیجیتال به عنوان چالش سوم نام برد و عنوان کرد: خود این شکاف‌های دیجیتال معمولا فعالیت گسترده آنلاین را کم می‌کنند. میزان دسترسی به اینترنت و میزان آثار اقتصادی که افراد چگونه بتوانند از این فضا استفاده کنند مشخص است. معمولا جوامع در حال گذار و گروه‌های به حاشیه رانده شده به دلیل محدودیتی که در دسترسی به اینترنت یا منابع فناوری دارند برای مشارکت کامل با مشکل مواجه هستند. سطح دسترسی، امکان دسترسی و شکاف‌هایی که به خصوص در جهان وجود دارد کنشگری را دچار محدودیت می‌کند.

خانیکی با اشاره به چالش چهارم یعنی مسئولیت‌ناپذیری به دلیل ناشناخته ماندن ادامه داد: مسئلۀ بعدی ماهیت غیرشخصی و غیرمشخص فعالیت‌های آنلاین است. در این فضا پاسخگو نبودن و بی‌مسئولیتی دنبال می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: یکی دیگر از رفتارهای مضر، آزار و اذیت‌های مجازی یا انتشار اطلاعات نادرست و اخبار جعلی است. خود اصطلاح اخبار جعلی یکی از موضوعات مهم حوزه ارتباطات است که در چند سال اخیر اهمیت پیدا کرده است. در ارتباطات سلامت پابه‌پای ویروس کرونا مسئلۀ اینفودمی مطرح شد. هر جا سازمان بهداشت جهانی می‌خواست از تاثیر ویروس کویید ۱۹ در شکل‌گیری یک پاندمی حرف بزند، اطلاعات غلط و اخبار جعلی را هم در کنار آن ‌آورد.

این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی چالش پنجم را سیّالیّت هویت‌ها دانست و اظهار کرد: در شبکه‌های اجتماعی به دلیل ناشناخته ماندن، هویت‌های آیینی و هویت‌های متغیر شکل می‌گیرد. هویت‌هایی که هر لحظه با موج‌های جدید خبری و نشانه‌ای به راحتی می‌توانند تغییر کنند، بدون اینکه اثری از هویت پیشین در آن باقی مانده باشد. در حالی که مسائل اجتماعی و کنش‌های اجتماعی نیازمند هویت‌های پایدارتری هستند؛ هویت‌هایی که اگرچه ترکیبی هستند ولی مشخص است تبارشان کجاست، به کجا وصل‌اند و از چه مؤلفه‌هایی تبعیت می‌کنند. موفقیت کنشگری‌ها مبتنی بر این است که در آن هویت نیز شناخته شده باشد.

وی چالش آخر را اشتراک‌گذاری و رقیق‌سازی پیام‌ها دانست و گفت: ماهیت ویروسی فعالیت‌های آنلاین گاهی می‌تواند منجر به رقیق شدن در انتخاب‌های مشترک شود. یعنی کمپین‌هایی ممکن است با نیت‌های درست و انسان‌گرایانه شکل بگیرند ولی توسط نهادهایی دنبال شوند که به دنبال سوء استفاده از احساسات عمومی هستند یا سرمایه‌گذاری‌هایی در این زمینه انجام می‌دهند که عملا خود این پدیده، مشارکت را دچار مشکل می‌کند.

خانیکی در پایان به نتیجه‌گیری مباحث مطرح شده پرداخت و تصریح کرد: کنشگری آنلاین مشکلات و چالش‌هایی دارد که باید نقادانه با آنها برخورد کرد. درک محدودیت‌های پلتفرم‌های آنلاین مانند تعاملات سطحی، اتاق‌های پژواک و شکاف‌های دیجیتال برای شناخت این نوع فعالیت و اثربخشی‌شان مهم است. کنشگری آنلاین توانسته است در حوزه‌های کسب و کارِ اقتصادی و نوآوری موفقیت‌های بیشتری داشته باشد اما در حوزه‌هایی که نیاز به آگاهی‌های عمیق‌تر و کنش‌های مسئولانه‌تر و اخلاقی‌تر دارد -مانند حوزۀ سیاست و اجتماع- آنجایی که افراد باید با تمام هویت‌شان، شخصیت‌شان و با هزینه دادن در این زمینه ورود پیدا کنند؛ مانند کنشگری‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، نیازمند توجه بیشتری است. در اینجا گفت‌وگو، آگاهی انتقادی، اولویت دادن به کنش یا اقدام پایدار اهمیت پیدا می‌کند و اینجاست که می‌شود آن فضای سوم یا فضای ترکیبی را بین فضای آنلاین و فضای واقعی در نظر گرفت و به کنش‌هایی اندیشید که در اسلکتیویسم یا سست‌کوشی متوقف نشوند ولی اثربخشی خودشان را هم بیرون از این فضاهای شبکه‌ای و مجازی تعریف نکنند.

امتیاز دهید

مقالات مرتبط