«میرو» داستان یک پسر بلوچ است که در سفر قهرمانی میخواهد مرد شود و در این مسیر همراهی مادر را با خود دارد، «سودابه بیضایی» بازیگر سینما و تلویزیون با این اثر در جشنواره فیلم فجر امسال خوش درخشید. او که در عرصههای هنری تجربههای متفاوتی را پشت سر گذاشته با مجموعه «وفا» به تلویزیون آمد و در آثاری چون «ارمغان تاریکی»، «هوش سیاه»، «کیمیا» و… به فعالیت خود ادامه داد. «کودک و فرشته»، «روز روشن»، «عطر آلود» و… فیلمهای او در سینما هستند.
بیضایی در گفت و گوی اختصاصی با پایگاه خبری سرمایه و ثروت آنلاین گفت: بازی کردن در نقش یک مادر بلوچ، ارزش تجربه کردن را داشت.
* در سینما، جایزه را به نقش میدهند یا بازی؟
– این دو لازم و ملزوم یکدیگر هستند، یعنی اگر نقش، خوب باشد بازی هم خوب میشود. به نظرم برای هر بازیگری بازی کردن در یک نقش متفاوت میتواند در مسیر حرفهای جالب و جذاب باشد. در «میرو» من دوست داشتم خودم را با یک نقش جدید محک بزنم، البته قبل از حضور در این فیلم به خاطر سفر شخصی که داشتم با مردم سیستان و بلوچستان آشنا بودم؛ مردمی فوقالعاده مهربان و قابل احترام که هنوز به غرایز انسانی وصل هستند و در میانشان زنان مقتدر وجود دارد. وقتی فیلمنامه را خواندم با شناختی که از حال و هوای منطقه داشتم نقش را پذیرفتم.
مادر بلوچ
* برای نقش مادر الگو داشتید؟
– وقتی به چابهار رسیدم قبل از این که جلوی دوربین بروم با زنان منطقه ارتباط برقرار کردم و با مشاهده در پی جزییاتی بودم تا به باورپذیری نقش کمک کند همان طور که میدانید در ایفای یک کاراکتر فقط لهجه مطرح نیست، زبان بدن، نوع زیست، چگونگی نشستن، مدل ایستادن و… موضوعاتی هستند که باید به آنها دست یافت. نکته دیگر این که در سفر قهرمانی یک پسر که میخواهد مرد شود مادر نقش موثری دارد و میتواند این مسیر را هموار سازد، به هرحال بازی در نقش یک مادر بلوچ، ارزش تجربه کردن را داشت.
روح دادن به نوشتهها
* ظاهرا با ورود به عرصه مستندسازی در مسیر هنریتان تغییر مسیر دادهاید؟
– بعد از چند سال بازیگری احساس میکردم که دیگر این کار مرا خوشحال نمیکند در واقع بازیگر بخشی از یک خلق اثر است و تولید محصول از آنِ کسی میباشد که پشت دوربین قرار دارد لذا دوست داشتم که این عرصه را هم تجربه کنم. سال ۹۶ اولین مستندی که ساختم کاملا شخصی بود و در جشن خانه سینما پس از اکران جایزه بهترین مستند را گرفت آن زمان احساس کردم که اگر راهم را از بازیگری کج کردهام شاید مسیر درستی را آمدهام، مستندسازی برایم تجربه جالبی بود و این که پشت دوربین باشم به همین دلیل کار دیگری ساختم که در حال حاضر کارهای اکران آن را انجام میدهم، مستند دیگری هم دارم که هنوز آماده نمایش نیست. در کنار این برنامه، فیلمنامه و مجموعه داستان کوتاه نوشتم و همه اینها را با هم پیش میبرم.
فیلمنامه نویسی
* از ورود به عرصه فیلمنامه و داستاننویسی بگویید؟
– یکی از بزرگترین شانسهایی که آوردم شرکت در کلاسهای ناصر تقوایی بود که به من در دنیای بازیگری هم کمک کرد. به نظرم مهمترین کاری که یک استاد میتواند برای شاگردش انجام دهد، تنها آموختن تکنیک نیست بلکه باید به او نگاه و جهانبینی داد. آقای تقوایی یک جمله درخشان دارد و آن این که “مهم آن چیزهایی نیست که روی خطها نوشته میشود، مهم فاصله خالی بین دو خط است، یعنی چیزی که نوشته نمیشود “به نظرم در بازیگری هم این گونه است لذا آن زمان که بازیگر دیالوگ میگوید شاید چندان اهمیت نداشته باشد، مهم آن لحظه های ریاکشن و سکوت است که مشخص میشود بازیگر توانسته نقش را باورپذیر بسازد.
* چه شد که بازی در فیلم «میرو» را پذیرفتید؟
– کارگردان و تهیهکننده این فیلم از فضای مستند آمده بودند و این مساله مرا ترغیب میکرد، در واقع آقای ریگی مانند برخی از کارگردانان تنها به تکنیک اهمیت صِرف نمیداد بلکه حس و حال درونی را حفظ میکرد و این مساله برایم اهمیت داشت.
* بسیاری از آثاری که در ژانر کودک و نوجوان ساخته میشود در اکران، فرصت چندانی نمییابند و در نهایت کارشان یا به هنر و تجربه و یا اکران آنلاین میکشد، این مساله برای شما به عنوان یک بازیگر حرفهای دغدغه ایجاد نمیکرد؟
– سرنوشت اکران از حیطه اختیار من خارج است، من حتی نمیتوانم در مورد فروش فیلم ذهنیت داشته باشم، لذا مساله مهم، انجام درست کار است و آن این که با کاراکتری که پذیرفتهام ارتباط درونی و قلبی برقرار کنم. به عبارت دیگر به نوشتههای روی کاغذ روح بدهم و زندهشان کنم.
* نیلوفر خلیلی
