بوی باروت؛ گفت‌وگو با دکتر فلاحت پیشه: نوشداروی روسی پس از مرگ برجام

در حالی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ادعا کرده است، ذراتی در ایران رصد شده که حدود ۸۴ درصد آلودگی را نشان می‌دهد، وزارت خارجه امریکا اعلام کرد: دیپلماسی بهترین راه برای جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی است. در این میان «اینترسپت» فاش کرد به نسخه‌ای از اسناد محرمانه بودجه اضطراری و برنامه‌های ویژه واشنگتن دست یافته که بر اساس آن پنتاگون طرح احتمالی برای جنگ با ایران را تدوین کرده است. طرح مذکور که با رمز «نگهبان پشتیبانی» در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ تأمین بودجه شده است، بخشی از یک برنامه جنگی درخصوص پیش‌بینی یک بحران بالقوه است. «سنتکام» فرماندهی مرکزی امریکا در این باره تأکید دارد: ایران همچنان مهمترین منبع بی‌ثباتی در منطقه و تهدید علیه آمریکا و متحدان آن است. براساس این گزارش طرح «نگهبان پشتیبانی» یکی از نمونه‌های حمایت امریکا از مواضع تهاجمی اسراییل علیه ایران است. گفته می‌شود: ۴ روز قبل از پایان ریاست جمهوری ترامپ، پنتاگون بی‌سر و صدا اسراییل را به منطقه مسوولیت ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده امریکا منتقل کرد و رسماً آن را با کشورهای عرب خاورمیانه در یک گروه قرار داد. این وضعیت در دوران ریاست جمهوری بایدن نیز ادامه یافت. حال می‌توان به این مهم رسید که قرارداد «ابراهیم» یا همان طرح عادی‌سازی روابط اسراییل با اعراب تلاش برای ایجاد ائتلاف برای رویارویی با جمهوری اسلامی است.

«دکتر حشمت‌الله فلاحت‌پیشه» استاد دانشگاه و رییس اسبق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفت‌وگو با نشریه «سرمایه و ثروت» آینده برجام و چگونگی مناسبات ایران با امریکا و اروپا را در سال ۱۴۰۲ مورد بحث و بررسی قرار داده است:

* چرا امریکا «جنگ تصادفی» با ایران را تمرین می‌کند؟

– این بخشی از یک جنگ روانی است لذا امریکایی‌ها برجام را از دستور دور کردند که مهمترین دلیل آن شکل نگرفتن توافق نبود و جنگ اوکراین در آن نقش بسزایی داشت. در این روند هم کشورهای غربی از ناآرامی‌های ایران برای تضعیف توان چانه‌زنی جمهوری اسلامی بهره بردند. حال امریکایی‌ها بر این باورند که در وضعیت موجود مهمترین ابزار ایران، برنامه هسته‌ای است که با رشد در آن می‌تواند موقعیت تهدیدآمیزی را رقم بزند. این موضوع هم البته شکل گرفت و با گزارش آژانس مبنی بر وجود آلودگی ۸۴ درصد در تاسیسات هسته‌ای، این فرضیه تقویت شد که با سیاست ترامپ در قبال جمهوری اسلامی برنامه اتمی ایران توسعه یافت و اکنون قابلیت تولید بمب هم ایجاد شده است.

* این مساله برای تهران خوب است یا بد؟

– این ایران است که تحریم‌ها را تحمل می‌کند. البته برخی دستاوردها را هم نمی‌توان نادیده گرفت، نظیر اورانیوم فلزی که یکی از کاربردهایش واسط بین بمب و سوخت هسته‌ای است. هرچند که در جمهوری اسلامی دستوری برای تولید بمب اتمی دیده نمی‌شود. با این حال، ما منع فقهی برای تولید نداریم. آن چه ممنوع است استفاده از بمب هسته‌ای می‌باشد، لذا مجموع این شرایط نشان می‌دهد اوضاع به سمت خطرناکی پیش می‌رود، لذا بازیگرانی مانند رژیم صهیونیستی به دنبال ایجاد جنگ بین تهران و واشنگتن هستند. حتماً به خاطر دارید پیامی که از سمت قطری‌ها برای ایران آمد به رغم یک سری خوش‌بینی‌ها، ‌دوستانه نبود و مانورها و رونمایی‌های نظامی را به دنبال داشت.

* پس «بوی باروت» می‌آید؟

– البته فعلاً ایالات متحده راهبردی برای جنگ با ایران ندارد اما تلاش‌شان این است که تا حد امکان توان چانه‌زنی جمهوری اسلامی در موضوع هسته‌ای را تضعیف کنند و تهران را به انزوا بکشانند. برای همین است که رفتار ایران در اوکراین بزرگ‌نمایی می‌شود که باید از آن به عنوان نوعی جنگ سرد نام برد که پیش از این هم شاهد آن بوده‌ایم.

* ارزیابی‌تان از سفر رییس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به تهران چیست؟

– سفر آقای گروسی و گزارشی که ارائه خواهد داد، قطعاً مؤثر خواهد بود، منتها نقطه خطرناک ماجرا این‌جاست که عملاً طرح ابتکاری در دستور کار نیست که طرفین براساس آن به سمت کاهش تنش پیش بروند. بر این اساس، تهران و واشنگتن با تهدیدهای سیاسی و مانورهای نظامی پاسخ یکدیگر را می‌دهند.

* وزیر خارجه ایران می‌گوید امریکا برای تهران پیام فرستاده است، اما واشنگتن انکار می‌کند و جمهوری اسلامی را دروغگو می‌نامد. دلیل این دیالوگ ناخوشایند چیست؟

– یکی از مواردی که نشان می‌دهد واشنگتن در سیاست استغنا از برجام خشنود به نظر می‌رسد این است که برخی دیپلمات‌ها،‌ محافل سیاسی و نمایندگان مجلس ما که ید طولانی در مقابله با مذاکرات هسته‌ای داشتند اکنون طرفدار برجام شده‌اند، با این حال تا طرح ابتکاری در کار نباشد حتی اگر پیامی انتقال یابد نمی‌تواند منجر به تنش‌زدایی شود.

* دلیل این خلاء چه می‌تواند باشد؟

– میانجی سنتی چالش هسته‌ای یعنی اروپایی‌ها به خاطر اوکراین از دیپلماسی فاصله گرفته‌اند در واقع توئیت‌های اخیر آقای اولیانوف به نوعی نوشداروی روسی پس از مرگ برجام است. یعنی مسکو با سیاست زیرکانه عملاً فرصت‌های ایران را در احیای دیپلماسی کُشت و حالا طرفدار دیپلماسی شده است. روس‌ها، برجام را فدای جنگ اوکراین کردند و از پهپادهای جمهوری اسلامی در کثیف‌ترین عملیات بهره بردند و با هدف قرار دادن مناطق مسکونی و نیروگاه‌ها در سرمای زمستان باعث شدند تا ایران تاوان سنگینی متحمل شود.

* چرا پادشاه عمان به ایران نیامد؟ از او به عنوان پیک برجام یاد می‌شود.

– تلاش عمان آن است که پیام معنادار از طرف امریکایی‌ها برای ایران بیاورند اما چون پیامی درکار نیست، سفری هم انجام نمی‌شود.

* اخیراً برخی از مقامات نظامی ایران، اروپا را تهدید می‌کنند، ضرورت این کار در چیست؟

– ایران در عمل راهبردی برای تهدید اروپا ندارد و بسیاری از هزینه‌هایی که جمهوری اسلامی در سیاست خارجی داده برای همین سخنرانی‌ها و ادعاهای گزاف است که جزو برنامه‌های نظامی تهران هم به شمار نمی‌رود. حتماً به خاطر دارید از سال ۲۰۰۱ پروژه موشکی «شهاب ۴» از سوی ایران به حال تعلیق درآمد که پیام آشکاری برای اروپا بود که تهران حریم امنیت این قاره را رعایت می‌کند. در واقع مشکل اصلی ما این است که تنش فزاینده موجب شده که دشمنی‌ها به صورت کاذب علیه ایران افزایش یابد.

* تأثیرپذیری دستگاه دیپلماسی ایران را از برخی محافل مطبوعاتی چگونه ارزیابی می‌کنید، اینها در مواردی موفق به برهم زدن روند مثبت مذاکرات هسته‌ای شده‌اند!

– من معتقدم دستگاه دیپلماسی هنوز نتوانسته فاصله خود را با محافل غیررسمی ولی آشوب‌ساز در سیاست خارجی مشخص کند، لذا آنها همچنان تنش‌آفرینی می‌کنند از طرفی رفتار برجامی دولت آقای رییسی شباهت بسیار با دولت احمدی‌نژاد دارد که مناسبات با امریکا را در یک هرم وارونه می‌دید. یعنی در ابتدای روی کار آمدن بسیاری از حوزه‌های تنش را فعال کرد ولی در انتهای ریاست جمهوری چند نامه برای اوباما فرستاد که همه بی‌پاسخ ماند. دولت آقای رییسی هم در ابتدا از موضع استغنا و فرصت‌سوزی با برجام برخورد کرد ولی اکنون که مذاکرات اتمی به عنوان یک تاکتیک از دستور کار امریکایی‌ها دور شده است، همان مخالفان قدیمی برجام برای احیای آن مسابقه می‌دهند! این یعنی دیدن سیاست خارجی به عنوان هرم وارونه که نقطه ضعف مشترک دولت‌های رییسی و احمدی‌نژاد است.

* برخی اصول‌گرایان می‌گویند، دولت آقای رییسی دولت سوم احمدی‌نژاد است!

– منظور من این نبود. بلکه معتقدم دولت آقای رییسی تاکنون ظرفیت لازم برای رفع مشکلات اقتصادی و تنش‌زدایی در سیاست خارجی را نداشته است برای این که نگاه تقلیل‌گرایانه و تحلیل‌گرایانه در این دو حوزه دارد.

* لطفا در این باره بیشتر توضیح دهید.

– نگاه تقلیل‌گرایانه در بحث اقتصادی این بود که مدعی شدند ۸۵ درصد مدیریت اقتصادی در داخل است و ربطی به اقتصاد جهانی ندارد که درست از آب درنیامد. نگرش بعدی در سیاست خارجی بود که ادعا داشت در عرصه دیپلماسی می‌توان امور را با موضع بی‌تفاوتی پیش برد که حاصل آن از بین رفتن فرصت‌ها بود که دیدیم در نهایت شعارها تبدیل به توافق نشد، لذا باید گفت با نگاه جناحی نمی‌توان سیاست خارجی را اداره کرد. پس باید برجام را از رقابت گروهی خارج کرد و ادامه مذاکرات اتمی را به شورای عالی امنیت ملی سپرد.

* منظورتان «تغییر تیم مذاکره» است؟

– من معتقدم چینش دیپلمات‌های دولت به شدت جناحی است و مذاکره نیاز به مرجع فراجناحی دارد.

* عبدالله خلیلی

امتیاز دهید

مقالات مرتبط