بررسی مجموعه موفق «بازنده» در شبکه نمایش خانگی؛ طمع‌ورزان، رستگار نمی‌شوند

فرار ناپدری ارغوان از قانون و عدالت در پایان‌بندی «بازنده» این شائبه را به وجود آورده که سریال موفق فیلیمو در شبکه نمایش خانگی، شاید فصل دومی هم داشته باشد. آنچه در پی می‌آید، بررسی یک مجموعه معمایی و جنایی است که داستان آن مربوط به رمان «زن همسایه» می‌باشد:

امین حسین‌پور چند سال پیش با ساخت ‌سریال کوتاه و متفاوت «درمانگر»، به تعریفی جدید در تولید اثری روان‌کاوانه و جنایی رسید؛ «درمانگر» در پنج قسمت 10 دقیقه‌ای منتشر می‌شد و در قسمت پایانی، مخاطبان می‌توانستند پاسخ تمام معماها را متوجه شوند. حسین‌پور در قسمت پایانی «درمانگر» مخاطبانش را غافلگیر کرد و بعد از آن دست‌به‌کار تولید سریال جدیدش «بازنده» شد. «بازنده» از همان نقطه شروع معماهای زیادی پیرامون گم شدن بچه پیش روی مخاطبان گذاشت. در هر قسمت اجازه داد یکی از شخصیت‌ها از زندگی خود تعریف کند و با این شیوه رفته‌رفته از ویژگی‌های تک‌تک آنها و همچنین پیشینه‌شان، تفکرشان نسبت به مسائل مالی و احساسات‌شان پرده برداشت. با این روش در هر قسمت می‌توانستیم هم احتمال ارتکاب جرم را در هریک از آنها بالا بدانیم و هم آنها را بی‌گناه قلمداد کنیم. کارگردان در هر قسمت، معمای جدیدی طرح می‌کرد و ماجراها مدام پیچیده‌تر می‌شد، به نحوی‌که در چند قسمت مانده به آخر، گمان می‌کردیم کارگردان توانایی این را ندارد که به همه سوالات پاسخ دهد و معماها را به طور دقیق حل کند. حسین‌پور از ویژگی شخصیت‌ها، گریم، فضای صحنه، رنگ، نور و موسیقی کمک گرفت تا کانسپتی مرموز، وهم‌برانگیز، پیچیده و در عین‌حال ملموس خلق کند.

* جذابیت بصری سریال، مخاطب را به یاد مجموعه‌های خارجی قدیمی می‌اندازد این مهم در نمایش تنهایی آدم‌ها و اسرارآمیز بودن ماجرا کمک زیادی می‌کند.

* بازنده، شخصیت‌هایی کاملا زنده و ملموس دارد که با پیشینه و شناسنامه خاص خود هر یک به صورت بالقوه مي‌توانستند مجرم یا بی‌گناه باشند.

«بازنده» داستان اقتباسی است و طرح کلی اثر از رمان «زن همسایه»، نوشته شاری لاپنا می‌باشد. «زن همسایه» رمان مشهوری نیست و خیلی‌ها آن را نخوانده‌اند اما نکته مهم اینجاست که بخش مهمی از ماجراها و روابط از دل این رمان بیرون آمده است. با این‌حال فیلمنامه یک سریال با فضای رمان و شخصیت‌پردازی‌های روی کاغذ کاملا متفاوت است. ما در سریال با شخصیت‌هایی کاملا زنده و ملموس مواجه بودیم که پیشینه و شناسنامه خاص خود را داشتند و هریک از آنها به صورت بالقوه می‌توانستند مجرم یا بی‌گناه باشند. حسین‌پور معادلات درستی را میان هریک از آنها طراحی کرد. او بذرهای درست و دقیقی در طول داستان کاشت و نهایتا توانست در نقطه پایانی از تک‌تک آنها به نفع این پایان‌بندی موفق استفاده کند. ثروت مادر ارغوان، قتل پدرش توسط منصور، بیماری ارغوان و قتل همکلاسی، مخالفت خانواده با ازدواج ارغوان و کاوه، نزدیک‌تر شدن آوا به خانواده آنها و نهایتا شام شب آخر، همه و همه مثل یک پازل کنار هم چفت شدند و تصویر نهایی بدون کوچک‌ترین ابهامی شکل گرفت.

از طرفی از عوامل مهم موفقیت سریال «بازنده»، انتخاب صحیح بازیگران و شناخت درست آنها از نقش‌ها است. همه آنها جز علیرضا کمالی، در دو قالب سرزنده و افسرده و غمگین دیده می‌شدند. در طول زمان گریم‌هایشان تغییر می‌کرد و علاوه بر اینکه اوضاع زندگی‌شان بهم می‌ریخت و به سمت فروپاشی می‌رفتند، صورت‌هایشان زردتر و بی‌روح‌تر به نظر می‌رسید. از آنجایی که طبق تعریف شخصیت‌ها، هریک از آنها هم می‌توانست مقصر باشد و هم نه، تک‌تک بازیگران سعی کرده بودند به نحوی بازی کنند که مرموز به نظر برسند و اجازه ندهند خیال مخاطبان از بابت آنها راحت باشد. علیرضا کمالی، بازیگر نقش بازپرس پرونده با اینکه در این ویژگی با دیگران در موقعیت یکسانی قرار نداشت اما او هم در همه جا عبوس به نظر می‌رسید. به خاطر اتفاق‌های تلخی که در گذشته‌ شغلی و خانوادگی‌اش رخ داده بود، تحمل بسیار پایینی داشت و نسبت به گم شدن یک بچه، کاملا آسیب‌پذیر نشان می‌داد. در نقطه پایانی سریال، زمانی که زیر باران قدم می‌زد و پشت تلفن می‌گفت که از واقعیت خبر دارد، اوج شکست این شخصیت را شاهد بودیم.

در این میان، یکی از نکات مهم سریال «بازنده» به طراحی صحنه و استفاده درست از قاب‌ها و رنگ و نورها برمی‌گردد. طراحی خانه ارغوان و کاوه به نحوی بود که از همان ابتدا می‌توانستیم حس کنیم قرار است اتفاقی در آنجا رخ دهد. مدل راه‌پله‌ها، آسانسور و چیدمان خانه آوا هم این احساس را بیشتر می‌کرد. فضای این سریال با حال‌وهوای مرسوم سریال‌های پلیسی فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی متفاوت بود و این تفاوت علاوه بر اینکه جذابیت بصری سریال را بالا برده و مخاطبان را به یاد مجموعه‌های خارجی قدیمی می‌انداخت، در نمایش تنهایی آدم‌ها و همچنین اسرارآمیز بودن ماجرا هم کمک زیادی می‌کرد.

ناگفته نماند: موسیقی سریال از همان نقطه شروع فضای ملتهبی ایجاد می‌کرد. در بخش‌های مختلف همزمان با کشف یک راز جدید و تمرکز روی شخصیت‌ها کاملا بجا از موسیقی استفاده می‌شد و حساسیت صحنه را بالاتر می‌برد. با این حال در هیچ‌کجا شاهد این مسأله نبودیم که موسیقی فراتر از فضای ملتهب سریال عمل کند و به‌زور بخواهد هراسی در دل مخاطبان بیندازد. انتخاب دقیق و به‌اندازه موسیقی باعث شده بود به تکمیل این فضا کمک زیادی کند. با اینکه نام روزبه بمانی به عنوان خواننده در تیتراژ آمده بود اما در هیچ نقطه‌ای شاهد قطعه موسیقی با صدای او نبودیم و قسمت پایانی هم که با یک موسیقی خارجی به پایان رسید.

* بازنده:

– ژانر: معمایی و جنایی

– نویسنده و کارگردان: امین حسین‌پور

– تهیه‌کننده: احسان ظلی‌پور

– بازیگران: علیرضا کمالی، سارا بهرامی، صابر ابر، پیمان قاسم‌خانی، صدف اسپهبدی، رویا جاویدنیا و…

– پلت‌فرم: فیلیمو

امتیاز دهید

مقالات مرتبط