بازارهای مالی در جنگ و آتش‌بس/ وضعیت سرمایه‌گذاری درعصر پساجنگ چگونه خواهدبود؟

بازارمالی

در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران، بازارهای مالی بی‌تاثیر از فضای پرتنش نبوده‌اند به طوری که طلا از یک سو به دلیل افزایش تقاضای ناشی از تلاش برای حفظ ارزش دارایی‌ها در شرایط بحران و از سوی دیگر متأثیر از صعود قیمت جهانی آن، با رشد ۲.۳ درصدی مواجه‌شد.

 

سکه تمام بهار آزادی رشد ۳.۹ درصدی و ربع سکه ۲.۴ درصدی را تجربه کردند، این در حالی بود که سکه گرمی افزایش 68 درصدی را نیز رکورد زد هرچند نیم سکه با افت ۰.۳ درصدی، گمانه زنی در باره اشباع تقاضا در بازار خُرد یا ریزش قیمت پس از رشد ناگهانی را قوت بخشید.

 

علی‌رغم افزایش قابل پیش‌بینی طلا و سکه، نوسان قیمت دلار اما تامل برانگیز بود چرا که در آخرین معاملات قبل از آغاز جنگ یعنی ۲۲ خردادماه، دلار تقریبا در کانال ۸۲ هزارتومان معامله شد اما در روزهای پایانی جنگ به حدود ۹۲ هزار تومان رسید یعنی برخلاف انتظارهای معمول، طی این رویداد ژئوپولیتیکی، رشد نرخ دلار اندک بود تا جایی که در آخرین روزهای تجاوز اسراییل به کشور، حتی روند نزولی را هم در پیش گرفت.

 

این در حالی‌است که در آستانه فروردین ماه سالجاری، تنها تحت تاثیر احتمال لغو مذاکرات و تشدیدتحریم آمریکا، نرخ دلار در بازار آزاد حتی 105 هزار تومان را هم پشت سرگذاشت.

 

افزایش قیمت ارز پیش از جنگ، ناشی از ترس نسبت به آینده نامعلوم اقتصاد کشور بوده‌است

 

به عقیده کارشناسان اقتصادی، افزایش قیمت ارز پیش از جنگ، ناشی از ترس نسبت به آینده نامعلوم اقتصاد کشور بوده‌است. در واقع بازار ارز، نه بازتاب‌دهنده واقعیت‌های اقتصادی، بلکه بیشتر بیانگر انتظارات تورمی عموم جامعه بوده‌است.

 

به عبارت دیگر در شرایطی که احتمال وقوع و یا تشدید تنش‌ها می‌رود، عموم جامعه برای حفظ ارزش دارایی‌های خود بخصوص پول، اقدام به خرید دلار می‌کنند. با هجوم مردم به بازار ارز، فروشندگان از ترس گرانی‌های آتی، از فروش امتناع و به این ترتیب، تعادل بین عرضه و تقاضا را برهم می‌زنند. این افزایش تقاضا و کاهش عرضه ناشی از مبهم بودن آینده، خودبه‌خود قیمت دلار را صعودی می‌کند، در حالیکه طبق شاخص‌های واقعی بازار، نباید چنین اتفاقی روی دهد.

 

اما با وقوع جنگ، مردم بیشتر سعی در حفظ دارایی‌ها داشته، ضمن آنکه گستره تنش به واقع بروز یافته، بنابراین ترس از احتمال بروز جنگ جای خود را به مواجهه با واقعیت جنگ داده، تلاش برای حفظ دارایی جایگزین رفتار تبدیل و افزایش دارایی می‌شود لذا تقاضا کاهش و رفتارهای هیجانی، فروکش می‌کند. بازار شاهد معامله‌ای نخواهدبود، در نتیجه نرخ دلار ثابت و در مواردی حتی کاهش می‌یابد.

 

سایه انداختن «قاعده عدم قطعیت» بر بازار ارز

 

همچنین تحلیل‌گران اقتصادی بر این باورند که سایه انداختن «قاعده عدم قطعیت» بر بازار ارز هم بی تاثیر بر اقتصاد مالی کشور در طول جنگ 12روزه نبود. طبق این قاعده، نقص اطلاعات از آینده بازار، میزان احتمالات قابل محاسبه را بسیار پایین‌ آورده‌، تا جایی که معمولاً سرمایه‌گذاران علاقه‌ای برای به خطر انداختن سرمایه خودنداشته، دست به ریسک نمی‌زنند. آنها ورود به بازار ارز را موکول به آینده‌ای می‌کنند که بتوانند درصد ریسک را محاسبه نمایند. به این ترتیب، رکود معاملات تشدید می‌یابد.

 

این قاعده در خصوص رمزارزها با قدرت بیشتریعمل کرد که حکایت از آسیب‌پذیری بالای ارزهای دیجیتال نسبت به دیگر شاخص‌های بازار مالی در شرایط پرتنش دارد.

 

البته واکنش رمزارزهای با پشتوانه طلا مانند «تترگلد» و «پکس‌گلد» نسبت به سایر ارزهای دیجیتال نظیر «کریپتو» بهتر بوده، تا جایی که بسیاری از سرمایه‌گذاران این حوزه در هفته دوم جنگ، به سرعت دارایی‌های خود را به سمت رمزارزهای دارای پشتوانه طلا بردند. رفتاری که به گمان تحلیل‌گران، بیانگر تثبیت نظریه‌ «فرار اولیه از ریسک و سپس بازگشت به دارایی امن» است. با این حال  در این جنگ، بیش از ۱۸۰ میلیارد دلار سرمایه از بازار رمزارزها خارج شد.

 

افت بورس

 

عملکرد بورس نیز طی جنگ از آسیب در امان نماند. کما اینکه با بازگشایی آن پس از تعطیلی ۹روزه، شاخص کل بورس یکباره افت بیش از ۲درصدی را ثبت کرد و غلبه هیجانات منفی سهامداران موجب شد، بیش از ۲.۴ همت از گردونه معاملات خارج و بازار سرمایه یک دست قرمز شود. شرایطی که به نظر کارشناسان، ناشی از فضای بی‌اعتمادی و افزایش ریسک سیستماتیک پس از جنگ و نگرانی از احتمال  آسیب‌های جدی به زیرساخت‌های اقتصادی، به‌ویژه صنایع کلیدی است.

 

طلا به دلیل ارزش ذاتی، محافظ مالی خوبی در برابر تورم دانسته‌می‌شود

 

اما ریشه پیروی نکردن طلا از این قاعده در رفتار عموم جامعه است. با توجه به شرایط تورمی قبل از جنگ، طلا به دلیل ارزش ذاتی، محافظ مالی خوبی در برابر تورم دانسته‌می‌شود، لذا در همه حال، تقاضای آن بالا در نتیجه قیمت آن هم رو به رشد می‌باشد.

 

اکنون سوال این‌است، در شرایط پساجنگ، این بازارها چه روندی را در پیش خواهند گرفت. برای درک این مساله چند احتمال پیش‌رو است:

 

اگر تنش‌ها به هر دلیلی افزایش و احتمال نقض آتش‌بس و از سرگیری جنگ قوت یابد، همان سناریوی همیشگی افزایش قیمت طلا و ارز، ریزش بورس و  خروج سرمایه‌های بیشتر از بازار رمزارزها، تکرار خواهدشد. زیرا سکه و طلا به لحاظ امنیت ذاتی در سرمایه‌گذاری، با تقاضای بالا روبروشده، قیمت آن سیر صعودی می‌یابد و به تبع کاهش ارزش پول ملی، نرخ ارز به ویژه دلار روند افزایشی هرچند اندک به خود می‌گیرد اما بورس و ارزدیجیتال با افزایش ناامنی، شاهد فرار بیشتر سرمایه‌ها از این بازارها خواهندبود.

 

حال اگر آتش‌بس استمرار و آرامش در منطقه برقرارشود، انتظار خواهدرفت طلا به دلیل جایگاه خاص خود در محافظت از دارایی‌ها، همچنان با افزایش تقاضا روبرو شده، قیمت آن صعودی باشد.

 

اما حکایت ارز از این قرار خواهدبود احتمالاً دولت و بخصوص بانک مرکزی با ایجاد توازن در عرضه و تقاضای ارز، بازار را مدیریت کنند به گونه‌ای که قیمت ارز کنترل و نرخ آن ثابت نگهداشته‌شود. هرچند در اقتصاد تورمی کاهش قیمت‌ها بعید به نظر می‌رسد.

 

در بازار سرمایه نیز انتظار می‌رود، با فروکش کردن هیجانات منفی ناشی از فضای امن مالی، شرایط مطلوبی بر بازار سهام و رمزارزها به لحاظ نقدشوندگی حاکم شود.

 

حالت طلایی زمانی است که فرض کنیم تحریم‌ها لغو شده و اقتصاد شاهد جذب سرمایه‌گذاری خارجی، کاهش رکودتورمی، رشد تولید ناخالص داخلی و در نتیجه ثبات پایدار باشد. اولین اتفاق، جذابیت سرمایه‌گذاری در بخش‌های تولیدی و رونق بازار خواهدبود. در این حالت جایگاه طلا به عنوان حامی دارایی افول کرده، با کاهش تقاضای تورمی، قیمت آن نیز ثابت و یا نزولی خواهدشد.

 

همچنین با ورودسرمایه‌های خارجی و افزایش ارز در داخل کشور، بازار شاهد تعادل نرخ ارز در مقابل پول ملی خواهدبود ضمن این‌ که رشد میزان تولیدات داخلی و احتمالاً صادرات، ارزش پول ملی را نیز تقویت خواهدکرد.

 

در این حالت، دولت فرصت خواهدیافت با حمایت از صنایع، به‌ویژه صنایع کوچک و آسیب‌پذیر، اعتماد عمومی را به بازار سرمایه بازگردانده، با جذب سهامداران به بورس، زمینه رونق بازار سرمایه، را فراهم‌کند.

 

این شرایط حتی می‌تواند منجر به گسترش و بلوغ بیشتر بازار رمز‌ارزها شود چرا که علاوه بر سرمایه‌گذاران خرد، نهادهای بزرگ مالی هم در آن به ایفای نقش خواهندپرداخت.

 

حال باید دید، در عصر پساجنگ کدام‌یک از حالت‌های بالا امکان وقوع خواهندیافت.

 

  • سوسن پاکدل

 

امتیاز دهید

مقالات مرتبط