حضورکریم بنزما درورزشگاه عراق اخیرا خبرساز شد. در بازی تیم عربستانی الاتحاد برابر نیروی هوایی عراق در چارچوب هفته چهارم لیگ قهرمانان آسیا در اربیل، تماشاگران زیادی که به خاطر حضور کریم بنزما در الاتحاد به ورزشگاه آمده بودند بعد از بازی وارد زمین شدند تا با او عکس بگیرند اما این هجوم یکباره موجب وحشت و سردرگمی مهاجم فرانسوی تیم الاتحاد شد و او را در شرایط سختی قرار داد به طوری که پلیس ورزشگاه مجبور به مداخله گردید و توانست بنزما را همراهی کرده، از زمین بیرون ببرد.
مرور این رویداد ناخودآگاه یادآور ورود کریستیانو رونالدو به همراه تیم النصر عربستان به ایران و حاشیه های آن انداخت. از اهدای فرش های نفیس ابریشمی تا هجوم مردم عادی به فرودگاه و هتل محل اقامت این ستاره جهانی فوتبال صرفا برای دیدن و یا سلفی گرفتن با او!
تصاویری که در آن روزها از هیجان و دست و پازدن مردم ایران در مطبوعات و شبکه های اجتماعی انتشار یافت، حرکت اتوبوسی در ازدحام خیل عظیمی از جمعیت پیاده را نشان می داد که به زحمت خود را به بدنه اتوبوس رسانده، تا دستی بر آن بکشند. جمعیتی که ساعت ها قبل خود را به محوطه بیرون فرودگاه رسانده و پیاده از فرودگاه تا هتل «اسپیناس پالاس» به همراه اسکورت نیروی انتظامی، نیم النصر عربستان را مشایعت کردند. به گفته برخی نشریات در آن روز ازدحام جمعیت آنقدر زیاد بود که ماموران تامین امنیت تیم النصر عربستان! مجبور بودند حایلی انسانی بین مردم و اتوبوس این تیم تشکیل دهند با این حال هر چند لحظه یکبار چند نفر از میان جمعیت به سمت بازیکنان النصر می دویدند که ماموران مجبور به برخورد با آنها می شدند.
البته جمعیت با فشار مضاغف بالاخره خود را به داخل لابی هتل رسانده که زحمت و وحشت بیشتری را برای ماموران، بازیکنان تیم النصر و همچنین کارکنان هتل رقم زدند.
بماند که چند نفر زیر دست و پا ماندند، چند نفر مورد ضرب و جرح قرارگرفتند و چقدر هزینه بابت هدایا صرف شد، آنچه بیشتر از همه جای تامل دارد این که چرا باید افرادی آنقدر دچار شیفتگی و هیجان کور شوند که دست به تخریب هویب انسانی و ملی خود و جامعه زده، موضوع تمسخر دیگران قرار گیرند؟! و این یعنی آنکه تکدر خاطر اذهان جمعی در واقعیت فوق، بیشتر اگر نه، کمتر از هیاهوی ورزشگاه اربیل عراق هم نبود.
علاقه به یک بازیکن، یک هنرپیشه و حتی یک مکان و موقعیت جغرافیایی و یا یک فرد، جزء ویژگی های فردی هر یک از ماست که می بایست جهت حفظ حرمت جمعی، در کنترل ما قرار داشته باشند. اگر بپذیریم که اعمال و کنش های ما وجهه بیرونی منویات درونی و محتوای ذهنی ما هستند و از طرف دیگر هر کنش واکنش مربوط به خود را خواهدداشت، بنابراین عدم کنترل هیجانات درونی یعنی چراغ سبز به دیگرانی که منتظر هرگونه قضاوت و ارزیابی شخصیتی و هویتی و به طبع اعمال اراده بر کنشگر هستند.
هیجان کنترل نشده، چه از سوی ایرانی باشد یا عراقی چه در جامعه ای مرفع و توسعه یافته اتفاق بیفتد و یا کشوری فقیر و توسعه نیافته، می تواند معرف افرادی باشد که یا آموزش لازم و کافی در کنترل حالات و ویژگی های احساسی خود ندیده و یا آنقدر تحت فشار روحی و روانی هستند که با رفتار بیرونی سعی در کاهش آن دارند چنان که در مبحثی روانشناسانه، خنده های بیش از اندازه بلند و بی مورد، نشانه غم و اندوه خارج از ظرفیت نزد افراد بیان می شود.
بنابراین در موارد تاثر انگیز فوق، حضور رونالدو و یا بنزما یا هر شخصیت حقیقی دیگر صرفا عامل بروز خلقیات افرادی بوده که علاوه بر انباشت هیجانات درونی، قدرت و توانایی کنترل آن را هم نیاموخته اند. چنین افرادی در یک نزاع خیابانی هم قابل رویت هستند که به سرعت به قول خودشان« به سیم آخر زده» قصد یکسره کردن کار را دارند. و یا اشخاصی که در درگیری های خانوادگی چشم خود را بر هر گونه حرمت و چارچوب های اخلاقی بسته، به ظاهر بی اختیار اما به واقع با هدف تخلیه فشارهای درونی، اقدام به هر گونه رفتار تهاجمی و بیان الفاظ رکیک می کنند.
وقتی صحبت از آموزش می شود، منظور صرفا یادگیری دستاوردهای علمی و افزایش سطح سوادعلمی افراد نیست، بلکه در وهله اول شناخت مکانیزم های دفاعی است که می بایست برای حضور در یک زندگی جمعی موفق و برخوردار از آرامش و امنیت، نحوه کنترل آنها را یادبگیریم. مکانیزم هایی نظیر انکار، خشم، ترس و حتی ابراز علاقه و عشق که جهت حفظ حیات و ادامه بقا درون ما طراحی شده اند اما عدم کنترل هر یک از آنها و ناآگاهانه به کار بردن شان می تواند منجر به تهدید حیات فردی و یا جمعی گردد. به همین دلیل است که یونسکو علاوه بر سواد علمی از سواد عاطفی، ارتباطی، رسانه، سلامت، رایانه و غیره نیز سخن به میان آورده، فردی را قادر به ادامه حیات در زندگی جمعی بخصوص در عصر حاضر می داند که بیشترین میزان انطباق با این دانایی ها را داشته باشد.
تا زمانی که افراد یک جامعه کنترل این مکانیزم های درونی را نیاموزند، حتی با داشتن مدارک علمی بالا هم امکان دارد دست به رفتارهایی بزنند که منجر به آزردگی و یا نابودی اطرافیان، خود و یا روح جمعی جامعه شود.
آموزش چگونگی کنترل این مکانیزم ها برعهده نهادهای خانواده، آموزش و پرورش، صدا و سیما و حتی سینما، و دیگر دست اندکاران فرهنگی است. البته در صورتی که ملتی اهل مطالعه باشند به راحتی می توانند به منابع علمی موجود در خصوص چگونگی کنترل این مکانیزم ها در موقعیت های مختلف اجتماعی و رهایی از بروز هیجانات کنترل نشده، دست یابند تا بدینوسیله علاوه بر ایجاد تعادل روحی در خود، نظم اجتماعی و آرامش هویت جمعی را نیز فراهم کنند.
سوسن پاکدل